استفراغ
چشمان زن مریض است
چشمان زن استفراغ میکند
چشمان زن در خیابان یک شهر قدیمی زندگی میکند
چشمان زن رفتار مناسبی با روز نامه ها ندارد
چشمان زن از فاضلابهای شهری عبور میکند
و عکس بو گرفته ی خود را تماشا میکند
چشمان زن همه چیز را میبوید
چشمان زن دزدکی فرار میکند
برود جایی مریض تر شود
ببرند جایی مرگش را به روزنامه ها بدهند
همینطور رنگش را که در حال بازرسی فاضلابهاست
و کم کم سر از تاریخ مصرف کننده ها در می آورد
چشمان زن تاریخیست
چشمان زن پر از باکتریست
پر از مویرگهای قرمز
ک هر کدام برای سرخی دلایل زن را قرق کرده اند
چشمان قرق شده ی زن
افتاده است گوشه ی بیمارستان
خاک میخورد
بلکه حالش خوب شود
بتواند به نیازمندیها سری بزند
بتواند تقاضای لغزش کند
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ ساعت 11:42 توسط مهرآوه نام آور
|